غزلغزل، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

برای دخترم غزل

پیرایش کودک

روز 26 اسفند 1391 غزل رو بردیم پیرایش کودک تا موهاش رو کوتاه کنیم   غزل قبل از کوتاه کردن مو در حال تاب بازی غزل در حین  کوتاه کردن مو که همش گریه میکرد و اصلا با هیچ وسیله ای سرگرم نمی شد متاسفانه از بس گریه کردی دیگه بعد از کوتاه شدن موهات فراموش کردم ازت عکس بگیرم ...
8 شهريور 1392

1391/11/26

روز 26/11/1391همراه آقاجون و عمو اینا رفته بودیم پیست و این اولین برف بازیه تو بود     ...
7 شهريور 1392

جدیدترین دیکشنری غزل

بعضی از صداها رو میشناسه هاپو میگه : هاپ هاپ ببعی میگه : بع بع گاوه میگه : ما ما کلمات جدید : عمو : عمو حموم : اموم داغ:داااااغ لامپ:آم ماهی:ما (وقتی میگم غزل ماهی چکار میکنه خیلی خوشگل لباتو جمع میکنی و باز و بسته میکنی) دست:دس پا:پا ماه :ما باد :بااا مو:  mO  مادر:mADA  امیر محمد:AMIMOMA  تاب:تابتاب دامن:مامن ماشین یا هر وسیله نقلیه:آن  
25 اسفند 1391

این روز های تو

دختر قشنگم هرچند شمارش روزهای زندگی تو یکی از لذت بخش ترین کارهای عمر منه اما از اینکه کودکانه هایت را به سرعت برق از دست خواهم داد غصه می خورم غزل نازنینم خیلی دلم می خواهد برایت بنویسم از همه شیرین کاری هایت گریه هایت خنده هایت رقصیدن هایت از همه لحظاتی مه با هم هستیم و از تک تک شادی هایی که با هم داریم دلم میخواهد بنویسم همه روزها و لحظاتی را که با تو کودک میشوم و تو روز به روز بزرگتر تو هر روز در حال یاد گرفتن کار جدید کلمه جدید و شیطنت جدید هستی دایره لغاتی که یاد گرفته ای هر روز بیشتر می شود و غیر از کلماتی که تکرار میکنی حرکات و رفتار اطرافیان را ضبط می کنی قشنگترین پانتومیم دنیا رو با حرکات دو دست و چشمای زیبات بازی میک...
24 اسفند 1391